سال نو, سال 1385
بر همه مبارک
و یک تبریک مخصوص
برای عزیزترینم
عزیزترینم عیدت مبارک
و اما ...
ماه فروردین
ماه اول بهار
ماه زیبایی
ماه میلاد
ماه عشق
ماه من
ماه میلاد عشق من
عزیزترینم تولدت هم مبارک
البته روزش مهم نیست ( خودش میدونه واسه چی میگم روزش مهم نیست)
الهی 140 سال زنده باشی
الهی به همه آرزوهات برسی
الهی هر چی از خدا میخوای بهت بده
الهی هیچ وقت دلت نشکنه
الهی ...
یک دسته گل رز از ته قلبم تقدیم به تو

دوستت دارم
تا آخرین نفس
تنهام نذار
![]()
![]()
![]()
ای شب از رویای تو رنگین شده
سینه از عطر توام سنگین شده
ای به روی چشم من گسترده خویش
شادیم بخشیده از اندوه بیش
همچو بارانی که شوید جسم خاک
هستیم ز آلودگی ها کرده پاک
ای تپش های تن سوزان من
آتشی در سایه مژگان من
ای ز گندمزارها سرشارتر
ای ز زرین شاخه ها پر باربر
ای در بگشوده بر خورشیدها
در هجوم ظلمت تردیدها
با توام دیگر ز دردی بیم نیست
هست اگر, جز درد خوشبختیم نیست
....
از این زندان خاموش پر بگیرم
به چشم مرد زندان بان بخندم
کنارت زندگی از سر بگیرم
در این فکرم من و دانم که هرگر
مرا یارای رفتن زین قفس نیست
اگر هم مرد زندان بان بخواهد
دگر از بهر پروازم نفس نیست
- دلم خیلی تنگه دلم میخواد داد بزنم ... پس کی این فاصله ها تموم میشه؟؟؟ -
دل کویری از غم شده
باران عشق نیز کاری نمیتواند بکند
چون جدایی کویری از غم و اندوه در خود نهفته است.

امید من!
امید را از من مگیر.