تبليغاتX
ستاره شمال
north star
 

در پس رویاها

با خود اندیشیدم

چه کسی می آید؟

دل من می لرزد ...

در حسرت روزهایی که گذشت

در حسرت روزهایی که می گذرد

و نمی دانم ... روزها خواهند ماند؟؟!

دل من تنگ است ...

برای محبت هایی که بود

برای محبت هایی که هست

و نمی دانم ... محبت ها خواهند بود؟؟!

چشم هایم می گریند ...

به امید آرزوهایی که بود

به امید آرزوهایی که هست

و نمی دانم ... آرزوها را امیدی هست؟؟!

زندگی می کنم ...

در حسرت گذشته

برای حال

به امید آینده

و نمی دانم ... آینده ای خواهم داشت؟؟!

<حمیده>

 

+ نوشته شده در دوشنبه 1385/07/17ساعت 0:30 قبل از ظهر  توسط حمیده  |