
در پس رویاها
با خود اندیشیدم
چه کسی می آید؟
دل من می لرزد ...
در حسرت روزهایی که گذشت
در حسرت روزهایی که می گذرد
و نمی دانم ... روزها خواهند ماند؟؟!
دل من تنگ است ...
برای محبت هایی که بود
برای محبت هایی که هست
و نمی دانم ... محبت ها خواهند بود؟؟!
چشم هایم می گریند ...
به امید آرزوهایی که بود
به امید آرزوهایی که هست
و نمی دانم ... آرزوها را امیدی هست؟؟!
زندگی می کنم ...
در حسرت گذشته
برای حال
به امید آینده
و نمی دانم ... آینده ای خواهم داشت؟؟!
<حمیده>