تبليغاتX
ستاره شمال
north star
 

اينجا اونجا، چشام دنبال تو ميگرده
فکر اينم، کي با دلم اين کارو کرده
نيستي دوري، بي خبري و نميبيني
کاشکي بودي، مي ديدي اين عشقه که چه نامرده
غير تو هيچ کسي ديگرو نمي بينم
نميشنوم جز صداي تو نازنينم
دستام فکر لحظه دونه دونه انگشتات
پاهام مياد اونجايي که تورو ببينم
هستم نيستم، اونقدر بي تاب و بي قرارو
لبريز از دلهره و اضطرابم
شبها تنها، يه گوشه توي اتاقم
فکر تو نميذاره که من بخوابم
نگرانم، بي تو نشه دووم بيارم
نتونم دل آروم کنم يارم
ببُرم از همه عالم و آدم
وقتي نيستي تو کنارم
بي قرارم، بي قراره اون لحظه ي ديدار
واسه يه لحظه يه عمرپشت افکار
و گريه اي که بگه نميتونم
بمونم توي انتظار

<limak>

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 1385/10/14ساعت 0:20 قبل از ظهر  توسط حمیده  |