با آمدن تو یاد گرفتم که
دوست بدارم
با بودن تو آموختن که
عاشق باشم
با وجود تو فهمیدم که
تنها نیستم
با یاد تو فهمیدم که
خوشبختم
تنها به عشق تو
زنده ام
و تنها به خاطر تو
زندگی می کنم
و تا تو را دارم
هیچ غمی ندارم
و باز شبی که پر است از غم
و پر است از اشک
و باز آسمان می گرید
آسمان با آن عظمت، با آن بزرگی ...
پس من چرا اشک نریزم؟
و باز شبی که ستاره می لرزد
به یاد هر چه بود
و هر چه گذشت
و باز شبی که ماه نمی تابد
نه برای همه، بلکه برای هیچ
و من
این شب را
به یاد قشنگ ترین اشتباه
به روز می رسانم
و باز روزی که پر است از تنهایی ....
وقتي چشامو باز مي کنم
وقتي چشامو مي بندم
تو جلوي چشامي
وقتي راه مي رم
وقتي مي ايستم
وقتي مي شينم
تو رو کنار خودم احساس مي کنم
وقتي مي خندم
وقتي گريه مي کنم
وقتي خوشحالم
وقتي ناراحتم
به ياد توأم
وقتي فکر مي کنم
به تو فکر مي کنم
وقتي مي نويسم
براي تو مي نويسم
وقتي حرف مي زنم
براي تو حرف مي زنم
وقتي زندگي مي کنم
براي تو زندگي مي کنم
پس ببين
تو تموم زندگيمي
تو نباشي
منم نيستم